×

تابلوی اعلانات

امروز سه شنبه 16 شهریور 1389 - ساعت 01:28

صفحه نخست | درباره ما | آرشیو خبرها | تلخند | گفتگو | گوناگون | ادبیات | مطالب ارسالی | چهره | معرفی کتاب | گالری تصویر | تماس با ما | چت روم

ای خداوند! به علمای ما مسئولیت ، به عوام ما علم ، به مومنان ما روشنایی ، به روشنفکران ما ایمان ، به متعصبین ما فهم ، به فهمیدگان ما تعصب ، به زنان ما شعور ، به مردان ما شرف ، به پیران ما آگاهی ، به جوانان ما اصالت ، به اساتید ما عقیده، به دانشجویان ما نیز عقیده ، به خفتگان ما بیداری ، به دینداران ما دین ، به نویسندگان ما تعهد ، به هنرمندان ما درد ، به شاعران ما شعور ، به محققان ما هدف ، به نومیدان ما امید ، به ضعیفان ما نیرو ، به محافظه کاران ما گستاخی ، به نشستگان ما قیام ، به راکدان ما تکان ، به مردگان ما حیات ، به کوران ما نگاه ، به خاموشان ما فریاد ، به مسلمانان ما قرآن، به فرقه های ما وحدت ، به حسودان ما شفا ، به خودبینان ما انصاف ، به فحاشان ما ادب ، به مجاهدان ما صبر ، به مردم ما خودآگاهی ، به همه ملت ما همت، تصمیم ، استعداد فداکاری، شایستگی نجات و عزت ببخش . (دکتر علی شریعتی)

چهره

 


[ بیشتر ]

گفتگو

آقای کوروش قادری آقای کوروش قادری

گفتگوی روژان نیوز با یکی از اعضای شورای شهر

[ آرشیو ]

قرعه کشی ماهیانه

آمار سایت

کاربران آنلاین: 6

بازدید های امروز: 17

بازدید های دیروز: 375

کل بازدید ها: 37,511

کل صفحات بازدید شده: 569,944

سخن بزرگان

چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به دعا برداری . جبران خلیل جبران

شهر هرت كجاست ؟

ارسال شده در دوشنبه 24 اسفند 1388 - 11:33

فرستنده: ناشناس

پست الکترونیکی (ایمیل) فرستنده: ewgu123@yahoo.com

وب سایت فرستنده: ندارد

شهر هرت کجاست؟؟؟

جاییکه رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب.

جاییکه  اول ازدواج مي کنند بعد همدیگه رو مي شناسن .

جاییکه بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند.

جاییکه درختا علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند  تا ماشينها راحت تر برانند.

جاییکه کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان  کنند.

جاییکه  همه با هم مساويند و بعضي ها مساوي تر.

جاییکه با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان  براي مردم مصيبت ديده چند چادر برپا کرد.

جاییکه زن بايد گوشه خانه باشد و البته آن گوشه که آشپزخانه است و به آن مي گويند مرواريد در صدف.

جاییکه  مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسيشونو در بيارن.

جاییکه نصف مردمش زير خط فقرن اما سريالاي تلويزيونيشو توي کاخها مي سازن.

جاییکه موسيقي حرام است حرام.

جاییکه  گريه محترم و خنده محکومه.

جاییکه همه شغلها پست و بي ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار.

جاییکه  وقتي مي ري مدرسه کيفتو مي گردن مبادا آينه داشته باشي.

جاییکه که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه است

جاییکه  توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرتو نه...

جاییکه وقتي از دختر مي پرسن مي خواي با اين آقا زندگي کني مي گه:  نمي دونم هر چي بابام بگه.

جاییکه  وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر رو دعوت مي کني و شام مي دي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن.

جاییکه  هرگز نمي شه تو پشت بومش رفت مگر اينکه از يک طرفش بيفتي..

 شهر هرت جايي است که .......

این شهر بنظر  آشنا میاد . . .

نظرات با نام کاربری نچندان پسندیده و حاوی الفاظ سبک یا هرگونه توهین، افترا، کنایه یا تحقیر نسبت به دیگران تایید نمی ‏شوند

"نا كجا اباد" نوشته است:

شنبه 29 اسفند 1388 - 13:26

ديواندره است
كردستاناته

"آوانگارد" نوشته است:

سه شنبه 10 فروردین 1389 - 23:06

چند وقت پیش مطلبی تو یه وبلاگ منسوب به میلاد که همشهریمون بود رو خوندم.از یه تیکش خوشم اومد میخوام به بحث شهر هرت تعمیمش بدم.
آنجا نوشته بود , شهر من جالب نیست اگه شخص مسنی , لباس شادی بپوشه و مردم بگن , مجنون و دیوانه شده. یا دختران زیبا روی به مثابه آهوانی بهشون نگاه بشه و کفتار گونه. امیدوارم نفس مطلب اون عزیز رو گفته باشم .
بهرحال دو بند به ابیات مقال شهر هرت اضافه شد.
و اما ترجیع بند من به این مثنوی طویل:
شهر هرت انجاست که مردم تو خیابون آب دهن و آدامسشونو بریزن.
جایی که صف و حق تقدم رعایت نشه بنظرم شهر هرته.
آن بلاد که با کوچکترین مسئله ای دعوا و کشمکش بوجود بیاد , مصداق شهر هرته.
شهری که با اتوپیا فاصله نجومی داره , مستحق شهر هرته.
شهری که یاسای چنگیزی درش رایج باشه , مستعد شهر هرته.
شهری که هنجارها , نا هنجار شده و بلعکس .
شهری که درش آپارتاید باشه.
شهری که مردمش به دو گروه بورژوا و پرولتاریا تقسیم بشن.
و بالاخره شهری که درش آنارشیسم حاکم باشه .

"مهشید" نوشته است:

چهارشنبه 11 فروردین 1389 - 20:18

چرا در مطلب شهر هرت ننوشتی که اونجاست که وقتی عینک افتابی زدی نه برای جلب توجه بل بخاطر حفاظت از چشا ته مگر نه اینکه هر روز هشداری جدی از سوی پزشکان ومتخصصین ابلاغ میشود
چرا ننوشتی اونجایی ست که پوشش رنگی خانم ها در فصل گرما نه بخاطر مد ویا جلب توجه است بل بخاطر فرار از گرمای ناخوشایند این ایام است .
چرا ننوشتی که اگر خانمی مانتوی کوتاه یا چسبی پوشید نه به خاطر جلب توجه ست بل به خاطر صرفا راحت بودن در این نوع پوشش است
چرا ننوشتی که چشم چرانی مردان متاهل چه چهره زشت و منفوری از انان برای زنان ودختر کان شهر به جای گذاشته (صد رحمت به پسران تازه به دوره رسیده و مجرد )
چرا ننوشتی که نگاه کردن خانم ها به هنگام خرید از صاحبان مغازه نه از روی شیطنت ویا به قصد دلبری ست بل به خاطر احترامی است که باید گذاشته شود تا فروشندگان فکر نکنند که انان را ادم حساب نکرده اند . (تصور کن اگر ادمها بدون اینکه به یکدیگر نگاه میکردند کارهایشان را انجام میدادند چه حالی میشدی...)
شهر هرت انجاست که همه به کار هم کار دارند (حالا هر کسی و هر کاری چه مثبت چه منفی )
انجاست که خواهر برادرهای تنی( حتی )نتوانند روزی یا شبی در پیاده روهای شهرشان قدم بزنند.
انجاست که بی ارزش ها ارزش تلقی میشود و ارزشها زشت مینمایند.
انچاست که پست و مقام و پول تعیین کننده میزان شخصیت ادمی این اشرف مخلوقات است .
انجاست که حتی اسلام دست و پا گیر میشود....
مادامی که اینگونه باشد هر جا میتواند هرت باشد حتی خانه ادمی.

"عقرب" نوشته است:

جمعه 13 فروردین 1389 - 23:39

در ده بالا دست چینه هاکوتاه است مردمش می دانند شقایق چه گلیست.خوش به حال مردم ده بالا دست.

ارسال نظر

[ ارسال مطلب | بازگشت به فهرست مطالب | بازگشت به صفحه نخست ]


 
 
 تصاویر خود را برای روژان نیوز ارسال کنید
 
جستجوگر اختصاصی و بهینه شده روژان نیوز
 
 


 

 


 

پیام های کوتاه شما

آخرین پیام ها:

"تجربه" نوشته است: مشکلاتمونو بگیم؟باشه بزرگترین مشکل الان معیارهای جامعه است که باید عوض بشه و همین طور هنجارها

[ دوشنبه 15 شهریور 1389 - 21:35 ]

"ابراهیم" نوشته است: از آنچه نتوان سخن گفت، بايد در موردش سكوت كرد\"

[ دوشنبه 15 شهریور 1389 - 11:54 ]

"яflĜђℓ ĩαΠћашї" نوشته است: ase dg cheghadr sher ye kami az dardeton begin

[ دوشنبه 15 شهریور 1389 - 11:20 ]

"ابراهیم" نوشته است: ما لحظات راگذراندیم تابه خوشبختی برسیم اما افسوس! همان لحظات خوشبختی مابود

[ شنبه 13 شهریور 1389 - 12:43 ]

"همشهری" نوشته است: دیدن لبخند آنهایی که زجر می کشند، از اشکهایشان دردناکتر است...

[ شنبه 13 شهریور 1389 - 09:10 ]

"ممیز" نوشته است: دور گردون گر دوروزی بر مراد ما نرفت /دائما یکسان نماند حال دوران غم مخور

[ جمعه 12 شهریور 1389 - 18:41 ]

"اشرف محمدی" نوشته است: بهترین اشخصا کسانی هستند که اگر از آنها تعریف کردید، خجل میشوند و اگر بد گفتید سکوت کنند. جبران خلیل جبران

[ جمعه 12 شهریور 1389 - 18:14 ]

"ممیز" نوشته است: خوبه یاد بگیریم همه جا اخلاق داشته باشیم .که فلسفه خلقت همون اخلاقه

[ چهارشنبه 10 شهریور 1389 - 18:43 ]

"هيوا" نوشته است: آونگارد چهرشنبه ساعت 10 شب

[ سه شنبه 9 شهریور 1389 - 16:24 ]

"شرمنده" نوشته است: المیرا و اونگارد عزیز جدا\" از هردوی شما عذر خواهی میکنم کارم اشتباه بزرگی بود از رویتان شرمنده ام خواهش میکنم من را ببخشید

[ سه شنبه 9 شهریور 1389 - 07:59 ]

ارسال پیام:

خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه و دریافت آخرین اخبار سایت، ایمیل (پست الکترونیکی) خود را در کادر زیر وارد نمایید:

صفحه نخست | درباره ما | آرشیو خبرها | تلخند | گفتگو | گوناگون | ادبیات | مطالب ارسالی | چهره | معرفی کتاب | گالری تصویر | تماس با ما | چت روم | بخش مدیریت

Copyright© 2010, All Rights Reserved.