×

تابلوی اعلانات

امروز سه شنبه 16 شهریور 1389 - ساعت 01:30

صفحه نخست | درباره ما | آرشیو خبرها | تلخند | گفتگو | گوناگون | ادبیات | مطالب ارسالی | چهره | معرفی کتاب | گالری تصویر | تماس با ما | چت روم

ای خداوند! به علمای ما مسئولیت ، به عوام ما علم ، به مومنان ما روشنایی ، به روشنفکران ما ایمان ، به متعصبین ما فهم ، به فهمیدگان ما تعصب ، به زنان ما شعور ، به مردان ما شرف ، به پیران ما آگاهی ، به جوانان ما اصالت ، به اساتید ما عقیده، به دانشجویان ما نیز عقیده ، به خفتگان ما بیداری ، به دینداران ما دین ، به نویسندگان ما تعهد ، به هنرمندان ما درد ، به شاعران ما شعور ، به محققان ما هدف ، به نومیدان ما امید ، به ضعیفان ما نیرو ، به محافظه کاران ما گستاخی ، به نشستگان ما قیام ، به راکدان ما تکان ، به مردگان ما حیات ، به کوران ما نگاه ، به خاموشان ما فریاد ، به مسلمانان ما قرآن، به فرقه های ما وحدت ، به حسودان ما شفا ، به خودبینان ما انصاف ، به فحاشان ما ادب ، به مجاهدان ما صبر ، به مردم ما خودآگاهی ، به همه ملت ما همت، تصمیم ، استعداد فداکاری، شایستگی نجات و عزت ببخش . (دکتر علی شریعتی)

چهره

 


[ بیشتر ]

گفتگو

آقای کوروش قادری آقای کوروش قادری

گفتگوی روژان نیوز با یکی از اعضای شورای شهر

[ آرشیو ]

قرعه کشی ماهیانه

آمار سایت

کاربران آنلاین: 6

بازدید های امروز: 19

بازدید های دیروز: 375

کل بازدید ها: 37,513

کل صفحات بازدید شده: 569,946

سخن بزرگان

سخاوت آن نيست که آنچه را من بيش از تو به آن نياز دارم به من ببخشي ، بلکه آن است که به من ببخشي ، آنچه بيش از من به آن احتياج داري ( جبران خليل جبران )

"حرا" آیینه بندان است امشب...

ارسال شده در شنبه 19 تیر 1389 - 00:15

شبکه ایران: صدایت را همچنان می‌شنوم از پس دیوار قرون و زمان. همچنان که نور وجودت را در دل تاریک زمان می‌بینم. آنچنان آمدی و بشکستی بت‌های جهل روزگار، که صدای انسانیت با تو نفسی تازه یافت و حقیقت انسان جلوه نمود.

آن زمان را که روزگاری بود پر فتنه، پرتلاطم از ستم، از جور، تاریکی همه‌جا گسترده و دخترکان بی‌گناه زنده به گور شده را به رهی دیگر رهنمون ساختی و در این هنگام بود که آمد نوری بر قلب نه زمین که کون و مکان. محمد (ص) ایستاده بر کوه نور؛ آنگاه که خداوندگار فرمود: « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِى خَلَقَ، خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ، اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ، الَّذِى عَلَّمَ بالقلم، عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ »

"بخوان به نام پروردگارت که آفرید. انسان را از ع‍َلَق آفرید. بخوان، و پروردگار تو کریم‌ترین است. همان کس که به وسیله قلم آموخت، آنچه را که انسان نمی‌دانست، آموخت."

دوباره بیا و از شکستن بگو و از ساختن، از عطر بال جبرئیل بگو و از وحی، از پرواز بگو و از رسیدن، از عشق بگو و از لاهوت، از ملکوت، از.... . چرا که بعثت یعنی بیدار کردن و زنده کردن.

چنانکه "حافظ" شیرین‌سخن، عید بزرگ تاریخ اسلام و پیامبر اکرم(ص) را این چنین می‌سراید:

ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد/ دل رمیده ما را انیس و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت / بغمزه مسئله‌آموز صد مدرس شد
ببوی او دل بیمار عاشقان چو صبا / فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد
بصدر مصطبه‌ام می‌نشاند اکنون دوست / گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد
طربسرای محبت کنون شود معمور / که طاق ابروی یار منش مهندس شد
لب از ترشح می پاک کن برای خدا / که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
کرشمه تو شرابی به عارفان پیمود / که علم بی‌خبر افتاد و عقل بی‌حس شد
چو زر عزیز وجودست شعر من آری / قبول دولتیان کیمیای این مس شد
خیال آب خضر بست و جام کیخسرو / بجرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد
زراه میکده یاران عنان بگردانید / چرا که حافظ از این راه برفت و مفلس شد

در جای دیگر نیز "سعدی شیرازی" در ابیاتی این‌گونه می‌آورد:

یتیمی که ناخوانده ابجد درست
کریم السّجایا جمیل الشّیم نبّی البرایا شفیع الامم
امام رسل پیشوای سبیل امین خدا مهبط جبرئیل
شفیع الوری خواجة بعثت و نشر امام الهدی صدر دیوان حشر
کلیمی که چرخ فلک طور اوست همه نورها پرتو نور اوست
یتیمی که ناخوانده ابجد درست کتبخانة هفت ملت بشست
چو عرش بر آمیخت شمشیر بیم بد معجز میان قمر زد و نیم
چو صیتش در افواه دنیا فتاد تزلزل در ایوان کسری فتاد
به لا قامت لات بشکست و خرد به اعزاز دین آب عزّی ببرد
نه از لات و عزّی بر آورد گرد که تو راه و انجیل منسوخ کرد
شبی بر نشست از فلک بر گذشت به تمکین و جاه از ملک درگذشت
چنان گرم در تیه قربت براند که در سد ره جبریل ازو باز ماند
بدو گفت سالار بیت الحرام که ای حامل وحی برتر خرام
چه در دوستی مخلصم یافتی عنانم ز صحبت چرا تا تافتی
بگفتا فراتر مجالم نماند بماندم که نیروی بالم نماند
اگر یک سر موی برتر پرم فروغ تجلّی بسوزد پرم

همچنین "محمود شریفی" شاعر، در ابیاتی دیگر عید مبعث را در ابیاتی این‌چنین مورد وصف قرار می‌دهد:

و آن شب تا سحر غار حرا خورشید باران بود / زمان، دل بی‌قرار لحظه تکوین قرآن بود
سکوت لحظه‌ها را می‌شکست از آه خود مردی / که در هر قطره اشک او غمی دیرین نمایان بود
امین مکه را می‌گویم آن نارفته مکتب را / یتیم خسته آری او که چندین سال چوپان بود
هُبَل آن سو میان کعبه در آشفته خوابی سرد / و عزی غرق حیرت از خدا بودن پشیمان بود
حضور عرشیان را در حریم خود حرا حس کرد / که «اقرأباسم ربک» یا محمد ذکر آنان بود

"سید رضا مؤید" در ابیاتی غار حرا را تجلی‌گاه قرآن در شب مبعث می‌داند و می‌سراید:

ز انواری که تابان است امشب / حرا آیینه بندان است امشب
حرا آن غار متروک زمانها / تجلیگاه قرآن است امشب
حرا آن غار دور افتاده از شهر / زشوکت قبله جان است امشب
حرا هر قلبه سنگش نقش قبریست / که همچون اشک لرزان است امشب
حرا سر برده در دامن نداند / که خورشیدش به دامان است امشب
زخورشیدی که او دارد به دامان / جهانی نور باران است امشب
زاعجازی که او دارد پیاپی / حرا مبهوت و حیران است امشب
شروع عصر ناب حق پرستی / طلوع ماه ایمان است امشب
حرا آن معبد مأنوس احمد / زنور وحی رخشان است امشب
حرا طور تجلی هست و او را / امین وحی مهمان است امشب
به مأموریتی جبریل تا أرض / روان از سوی یزدان است امشب
بکف لوحی زاسرار الهی / به لب آیات رحمان است امشب
که این ایات بر خوان یا محمـــد / باسم ربک الأعلی محمـــد

نظرات با نام کاربری نچندان پسندیده و حاوی الفاظ سبک یا هرگونه توهین، افترا، کنایه یا تحقیر نسبت به دیگران تایید نمی ‏شوند

"رضا" نوشته است:

شنبه 19 تیر 1389 - 09:55

با سلام خدمت همشهريان عزيز

اين جشن بزرگ و با سعادت بر همه شما عزيزان مبارك باد

"آوانگارد" نوشته است:

چهارشنبه 13 مرداد 1389 - 10:48

خیلی دوس داشتم تو این قسمت مطلب بزارم. بازم خیلی فک کردم و مطلب زیر گیرم اومد.
نقل است که ابراهیم ادهم چهارده سال سلوک کرد تا به کعبه رسید و گفت : دیگران این بادیه به قدم رفتند،من به دیده روم. دورکعت نماز می کرد و قدمی می نهاد.چون به مکه رسید، خانه را باز ندید.گفت: آه ! چه حادثه است؟ مگر چشم مرا خللی رسیده است؟ هاتفی آواز داد که : چشم تورا هیچ خلل نیست. اما کعبه به استقبال ضعیفه یی رفته است، که روی در اینجا دارد. ابراهیم از غیرت بخروشید.گفت:که باشد این؟تا رابعه را دید که می آمد،عصا زنان. کعبه به مقام خود باز رفت.ابراهیم گفت:ای رابعه این چه شور و کار و بار است که در جهان افکنده ای؟ رابعه گفت : توشور در جهان افکنده ای که چهارده سال درنگ کرده ای تا به خانه رسیده ای.ابراهیم گفت : بلی! چهارده سال در نماز بادیه را قطع کردم. رابعه گفت : تودرنماز قطع کردی و من در نیاز.پس حج بگزارد و زار بگریست و گفت: الهی ! تو هم بر حج ، وعده نیک داده ای و هم بر مصیبت. اکنون اگر حجم قبول نیست، بزرگ مصیبتی است. ثواب مصیبتم کو؟ پس با بصره آمد ، تا دیگر سال. پس گفت : اگر پار کعبه به استقبال من آمد ، امسال من استقبال کعبه کنم.
منبع. تذکره الاولیاء – ص 43 و 44 – ذکر رابعه عدویه \"رحمه الله علیه\"
*داستان پر نغز عطار، تایپ سجع وارش رو بر من آسان گردانید.

ارسال نظر

[ بازگشت به آرشیو خبرها | بازگشت به صفحه نخست ]


 
 
 تصاویر خود را برای روژان نیوز ارسال کنید
 
جستجوگر اختصاصی و بهینه شده روژان نیوز
 
 


 

 


 

پیام های کوتاه شما

آخرین پیام ها:

"تجربه" نوشته است: مشکلاتمونو بگیم؟باشه بزرگترین مشکل الان معیارهای جامعه است که باید عوض بشه و همین طور هنجارها

[ دوشنبه 15 شهریور 1389 - 21:35 ]

"ابراهیم" نوشته است: از آنچه نتوان سخن گفت، بايد در موردش سكوت كرد\"

[ دوشنبه 15 شهریور 1389 - 11:54 ]

"яflĜђℓ ĩαΠћашї" نوشته است: ase dg cheghadr sher ye kami az dardeton begin

[ دوشنبه 15 شهریور 1389 - 11:20 ]

"ابراهیم" نوشته است: ما لحظات راگذراندیم تابه خوشبختی برسیم اما افسوس! همان لحظات خوشبختی مابود

[ شنبه 13 شهریور 1389 - 12:43 ]

"همشهری" نوشته است: دیدن لبخند آنهایی که زجر می کشند، از اشکهایشان دردناکتر است...

[ شنبه 13 شهریور 1389 - 09:10 ]

"ممیز" نوشته است: دور گردون گر دوروزی بر مراد ما نرفت /دائما یکسان نماند حال دوران غم مخور

[ جمعه 12 شهریور 1389 - 18:41 ]

"اشرف محمدی" نوشته است: بهترین اشخصا کسانی هستند که اگر از آنها تعریف کردید، خجل میشوند و اگر بد گفتید سکوت کنند. جبران خلیل جبران

[ جمعه 12 شهریور 1389 - 18:14 ]

"ممیز" نوشته است: خوبه یاد بگیریم همه جا اخلاق داشته باشیم .که فلسفه خلقت همون اخلاقه

[ چهارشنبه 10 شهریور 1389 - 18:43 ]

"هيوا" نوشته است: آونگارد چهرشنبه ساعت 10 شب

[ سه شنبه 9 شهریور 1389 - 16:24 ]

"شرمنده" نوشته است: المیرا و اونگارد عزیز جدا\" از هردوی شما عذر خواهی میکنم کارم اشتباه بزرگی بود از رویتان شرمنده ام خواهش میکنم من را ببخشید

[ سه شنبه 9 شهریور 1389 - 07:59 ]

ارسال پیام:

خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه و دریافت آخرین اخبار سایت، ایمیل (پست الکترونیکی) خود را در کادر زیر وارد نمایید:

صفحه نخست | درباره ما | آرشیو خبرها | تلخند | گفتگو | گوناگون | ادبیات | مطالب ارسالی | چهره | معرفی کتاب | گالری تصویر | تماس با ما | چت روم | بخش مدیریت

Copyright© 2010, All Rights Reserved.