×

تابلوی اعلانات

امروز شنبه 20 شهریور 1389 - ساعت 01:55

صفحه نخست | درباره ما | آرشیو خبرها | تلخند | گفتگو | گوناگون | ادبیات | مطالب ارسالی | چهره | معرفی کتاب | گالری تصویر | تماس با ما | چت روم

ای خداوند! به علمای ما مسئولیت ، به عوام ما علم ، به مومنان ما روشنایی ، به روشنفکران ما ایمان ، به متعصبین ما فهم ، به فهمیدگان ما تعصب ، به زنان ما شعور ، به مردان ما شرف ، به پیران ما آگاهی ، به جوانان ما اصالت ، به اساتید ما عقیده، به دانشجویان ما نیز عقیده ، به خفتگان ما بیداری ، به دینداران ما دین ، به نویسندگان ما تعهد ، به هنرمندان ما درد ، به شاعران ما شعور ، به محققان ما هدف ، به نومیدان ما امید ، به ضعیفان ما نیرو ، به محافظه کاران ما گستاخی ، به نشستگان ما قیام ، به راکدان ما تکان ، به مردگان ما حیات ، به کوران ما نگاه ، به خاموشان ما فریاد ، به مسلمانان ما قرآن، به فرقه های ما وحدت ، به حسودان ما شفا ، به خودبینان ما انصاف ، به فحاشان ما ادب ، به مجاهدان ما صبر ، به مردم ما خودآگاهی ، به همه ملت ما همت، تصمیم ، استعداد فداکاری، شایستگی نجات و عزت ببخش . (دکتر علی شریعتی)

چهره

 


[ بیشتر ]

گفتگو

آقای کوروش قادری آقای کوروش قادری

گفتگوی روژان نیوز با یکی از اعضای شورای شهر

[ آرشیو ]

قرعه کشی ماهیانه

آمار سایت

کاربران آنلاین: 5

بازدید های امروز: 25

بازدید های دیروز: 358

کل بازدید ها: 38,245

کل صفحات بازدید شده: 573,117

سخن بزرگان

خوشبختی شکل ظاهری ایمان است ،تا ایمان و امید و سخت کوشی نباشد ،هیچ کاری را نمی توان انجام داد . هلن کلر

ضرورت گسترش روحيه نقد و انتقادپذيري

ارسال شده در پنجشنبه 17 دی 1388 - 13:24

انتقاد اجتماعي، در اشكال مختلف خود بيشتر جوامع جايگاهي ويژه دارد. حتي در ساده‌ترين جوامع هم، انتقاد كاملي است پاراه‌اي از افراد يا گروههاي اجتماعي را بر مي‌انگيزاند. ولي در جوامعي كه اين دست، دامنه انتقاد الزاماً محدود و ضروري عرف و سنت بس سترگ است؛ روند رسيدگي در كل ناپدار و دشوار است و شيوه‌هاي تثبيت شده رفتار به دليل ترس از فاجعه‌اي فراگير، به آساني تغيير پذير و تحول‌پذير نيستند. اما در جوامع پيشرفته كه از ذخاير اقتصادي و زندگي متمدن برخوردارند معمولاً يك طبقه روشنفكر حرفه‌اي در آنجا گرفته است كه هر گونه انتقاد مستمر و منظم كار جامعه را متحمل مي‌شود.

ويژگي‌كنوني نقد اجتماعي اين است كه منتقدان در مواجهه با اين و يا آن نظام اجتماعي، ديگر در برابر خود يك معضل اجتماعي كلان را كه مستلزم راه حلي كلان باشد مشاهده نمي‌كنند، برعكس، آنان توالي وضعيتهاي كم و بيش منحصر به فردي را مي‌بينند كه پرداختن به هر يك از آنها كاري بس دشوار است چون قاعداه‌اي عام و يكنواخت براي بحث درباره تمام وضعيتها وجود ندارد. بنابراين گواينكه عصر ما مطمئناً عصر انتقاد است در عين حال عصري است كه آشفتگي و اغتشاش آن مثال زدني است.

جامعه ما نيز، با همه پيچيدگيهاي فراوان و مسائل متفاوتي كه با آنها دست به گريبان است رفته رفته روحيه انتقادي را براي طرح انديشه‌هاي تازه مي‌پذيرد. اين مقاله سرآن ندارد كه تاريخچه انتقاد اجتماعي در جامعه ما را بررسي كند. هدف را قم اين سطور آن است كه ضرورت بسط روحيه نقد و انتقاد‌پذيري را در جامعه بررسي كند. براي درك بهتر اين مسئله لازم است ابتدا تعريفي از نقد و انتقاد و مفهومي روشن از روش نقد به دست دهيم .

مفهوم نقد و انتقاد:

مفهوم نقد به طور كلي عبارت‌است از : بررسي، شناسايي و عنوان كردن و نماياندن عيبها و برملا كردن نهفته‌ها. وقتي مي‌گويند فلاني، درهم را نقد زد يعني اينكه آنها را جدا كرد، نگاه كرد و بررسي كرد تا سره را از ناسره تشخيص دهد و وقتي در همها را به دست مي‌گيريم و تقلبي‌ها را جدا مي كنيم در واقع آنها را انتقاد كرده‌ايم.

نقد زدن بر كلام هم يعني عيبهاي پنهانش را نماياندن و انتقاد در اين مفهوم به معناي ارزيابي منطقي آن است. نقد يعني يافتن و نشان دادن تا اگر كسي خواست بتواند راهش را بيابد و اگر نخواست عذري نداشته باشد از اين رو نقد و شماتت از كنيه برمي‌خيزد و به انتقام مي‌انجامد در حالي كه نقد و انتقاد به معناي، طب، بي طرفي و بررسي و نهفته‌ها را برملا كردن است.

كسي كه طلب ندارد در مقام انتخاب هم نيست و فقط زبانش را حركت مي‌دهد بي‌آنكه سخني از صدق دل بگويد، و چون خواسته‌اي ندارد نقاد نيست (وراج) است. كسي كه طالب دارد ولي بي‌طرف نيست و از پيش انتخاب كرده است نقاد نيست او توجيه‌گر است چون پيش از انديشيدن تصديق و قبل از شناسائي انتخاب كرده است .

كسي كه از طلب و بي طرفي برخوردار است ولي در همها را در دست نگرفته و آنها را از هم جدا نگرده است نه يك نقاد، كه فردي بي خبر است.

كسي هم كه تمام شرايط فوق را داراست اما نهفته‌ها را آشكار نكرده است نقاد نيست بلكه نزديك بين‌ست.

نقد درانگيزه ودر هدف و در روش تفاوت دارد، انگيزه نقد، انتخاب كردن است و هدفش، يافتن و نشان دادن و تدارك زمينه، و روش آن هم عبارت است از داشتن معيار، محك‌زدن و به كار بردن ميزان‌‌هاي ثابت، ميز انهايي كه بزرگ و كوچك نمي‌شوند و مانند نور در دنياي نسبيت‌ها، سرعت ثابتي دارند.

كساني كه مي‌خواهند طرحي بريزند و كار را شروع كنند، بايد محاسبه كردن‌ها بياغازند و كسري‌ها را نقد كنند و كمبودها و عيب‌ها را بيابند. اما گاه هدف فرد نمايش دارد از كمبود‌ها و عيبها چشم مي‌پوشد ولي فرد با هدف ساختن درباره عيبها بزرگ نمايي مي‌كند تا مشخص‌تر شوندو بتواند به شيوه عملكردشان و راه خنثي كردنشان پي‌برد. آنها كه هدف سازندگي در سر دارند، نقدها و نمايان عيوب را هديه‌اي از جانب ناقدان مي‌دانند.

وسعت قلمرو و نقد، به وسعت انسان و خواسته ها و حركتهاي اوست. هدف‌ها، مكتب ها، اعمال، شناخت و هنر، همه در قلمرو و نقد و انتقاد قرار مي‌گيرند.

هدف‌ها را مي توان با مقايسه با استعدادها و شأن انسان و با توجه به نيازهاي او نقد زد.

همچنين مي‌توان هدف‌ها را با مقايسه سود و زيان آنچه كه مي‌دهند كه مي‌شناسند، به نقادي گرفت.

براي نقد مكتب مي‌توان نيازها، تجربه عملي، آرمانها، و مقايسه را به كار گرفت. با شناخت نيازها و با شناخت آرمانهاي انسان، مكتبهايي كه ميدان دار هستند،نقادي مي‌شوند. مقايسه مكتبها با يكديگر، نقاط قوت و ضعف آنها را مي‌نماياند. در نهايت تجربه بك مكتب و كاربرد عملي آن هم راهي تجربه يك مكتب و كاربرد عملي آن هم راهي است كه درنقد مي‌توان از آن بهره‌گرفت.

اعمال بوسيله اثر آن‌ها و با عامل انگيزه آن‌ها و با هدف و جهت آن‌ها و با شكل و هماهنگي كلي آن ها نقد مي‌شوند. ديگران رامي‌توان با هدف خاص خودشان با گفتار خودشان، يا كارها و اعمالشان،‌با جهت‌ها و هدفشان سنجيد. شناخت را مي‌توان با حقيقت، با فايده و اثر عملي يا با هماهنگي آن محك زد. و در نهايت هنر را مي توان به وسيله اثر آن، به وسيله سنتها و بوسيله رابطه واقعيت‌هاي ذهني و عيني، در مكتبهاي گوناگون نقد، بررسي كرد و محك زد. اينها راههاي گوناگون نقد هستند. اما شخص قبل از اينكه به نقادي بپردازد بايد روش نقد را نقادي كرده باشد تا با معيارهاي ثابت و مشخص كار نقد را دنبال كند.

شيوه‌هاي انتقاد و انگيزه‌هاي آن:

مهمترين كاري كه در سياست فرهنگي بايد انجام شود اين است كه نه تنها انتقاد مورد بررسي قرار گيرد بلكه شيوه‌هاي انتقاد و انگيزه‌هاي آن هم دقيقاً مطالعه شود نا بتوان فرهنگ نقد و نقادي را در جامعه اصلاح كرد.

به طور كلي مي‌توانيم انتقادات را به دو دسته كلي تقسيم كنيم:

1ـ انتقادات سازنده

2ـ انتقادات تخريبي

1ـ انتقادات سازنده:

آنهايي كه نيت سازندگي دارند محاسبه‌ها را شروع و كسري‌ها را نقد مي‌كنند و كبودها و عيبها را مي‌يابند. آنها در نظام ساختن و پروراندن، عيبها را بزرگتر مي‌كنند تا بهتر ببينند، مسائل و مشكلات را زير ذره‌بين قرار مي‌دهند تا بزرگتر و مشخص‌تر شوند، و با طرزكار آنها آشنا شوند، و راه خنثي كردنشان را فراگيرند. در اين زمينه به سه مسئله، دقت و عمق و وسعت توجه مي‌شود، و اين به بينش دقيق و وسيع و عميق سازندگي مي‌انجامد. در اين نوع انتقادات عيبگوئي در واقع نوعي ارمغان است كه ما را در شناسايي حق و رسيدن به آن ياري مي‌دهد. مثلاً وقتي نزد پزك مي‌رويم مي‌خواهيم كه عيبهايمان را بگويد. حتي خودمان بهانه‌جويي مي‌كنيم تا عيبهايي را به او نشان بدهيم. در اين گونه مواقع، اصلاً ميل نداريم كه پزشك هنگام معاينه كردن ما سريع و سطحي عمل كند بلكه دوست داريم كه او با معاينه‌اي دقيق و عميق. دردهاي مارا يك به يك آشكار كند.

2ـ انتقادات تخريبي :

فرد در اين نوع انتقاد، قصد سازندگي ندارد بلكه برعكس از حق و حقيقت دور مي‌شود. در اين نوع انتقادات،‌عيبهاي واقعي را بزرگ مي‌كنند. و از كمبودها چشم‌پوشي مي‌شود. فرد بدون ارزيابي و راهيابي دقيق گام بر مي‌دارد كه در نهايت، تخريب سرانجام آن است.

شيوه‌هاي انتقاد :

انتقاد به شيوه‌هاي مختلفي صورت مي‌گيرد. شيوه انتقادات سازنده با شيوه انتقادات تخريبي فرق مي‌كند:

شيوه انتقادات سازنده : 1ـ تجويزي 2ـ علمي و منطقي

شيوه انتقادات تخريبي: غير تجويزي و غير علمي

انتقادات تجويزي : امر به معروف و نهي از منكر

در اصول سياست فرهنگي ما، صراحتاً بر گسترش روحيه نقد و نقد پذيري و همگاني شدن اصل امر به معروف و نهي از منكر تاكيد شده است، يعني جامعه ما بايد در مسيري حركت كند كه همه آحاد مردم مشاركت در مسائل اجتماعي و حضور جدي در صحنه را ارزش تلقي كنند و با جديت وظيفه خودرا در باب امر به معروف و نهي از منكر انجام دهند تا بدين ترتيب، زمينه مناسب براي اصلاح امور فراهم شود.

امر به معروف و نهي از منكر رسالتي است براي دگرگون ساختن جامعه‌بشري، ريشه‌كن ساختن پليديها و گستردن عدل و تقوي. هر فرد موظف است باهر وسيله‌اي كه در اختيار دارد در اصلاح جامعه، در جلوگيري از فساد و انحراف و در پيشبرد ارزشهاي متعالي بكوشد. و چون امر به ممعروف ونهي از منكر وظيفه‌اي است دائمي از اين رو بسيج گروهي از مردم را براي اداي اين وظيفه مهم پيش‌بيني و تجويز شده است، مفهوم پاسداري از نيكي‌ها و جلوگيري از بديها، تلاش و انقلاب مداوم است. يعني زنده نگاهداشتن روح مسؤوليت در همه افراد جامعه. بنياد عدل و آزادي بر دفاع دائمي از آنها استوار است. براي پيشبرد اين هدف بايد از همه وسايل تبليغاتي، آموزشي،‌هنر، و در نهايت، در صورت لزوم، از قدرت و خشونت استفاده كرد.

وظيفه امر به معروف و نهي از منكر، خود انقلابي درزمينه فرهنگ به شمار مي رود كه بعد از موفقيت انقلاب اجتماعي ـ اقتصادي و كسب قدرت سياسي بر آن تاكيد بسيار شده است. خود امر به معروف و نهي از منكر براي گسترش و تعميم وتعلم ارزشهاي جديد، نگهباني از آنها و براي جلوگيري از ظهور و رشد ارزشهاي غير خودي و محو آثار نظام پيشين، و براي دگرگون ساختن ماهيت انسانها و تربيت آنها براساس موازين فرهنگي جديد ودر يك كلام، زنده نگاه داشتن فرهنگ انقلابي و سازگاري مداوم نظام و روابط اجتماعي و اقتصادي با فرهنگ و تضمين حركت تكاملي اين دو به سوي سعادت و آزادي همه انسانها و گسترش عدل و تعميم رفاه و تقويت ايمان، ضرورت تام دارد .

انتقادات علمي و منطقي :

اين نوع انتقادات كه در واقع انديشيدن به شيوه‌اي علمي است معمولاً بر دلايل قوي استوار است و از شيوه هاي تفكر علمي استفاده مي‌كند و با زاويه‌هاي رايج عاميانه كاري ندارد اينگونه انتقادات با سطحي نگري و سخنان بي‌پايه و اساس يكسره متفاوت است. نقد هنر است و برخورداري از روحيه نقد و انتقاد، اساساً در انديشيدن به شيوه‌اي علمي و منطقي، تجلي مي‌يابد. بنابراين اگر گسترش روحيه علمي و منطقي را به معناي گسترش شيوه تفكر علمي و منطقي و مطابقت با منطق بدانيم شايد اين تحول به حل مشكلات جامعه ما كمك كند. امروز هدف اغلب انتقادهاي اجتماعي مسائلي است كه بايد به نوعي با ياري جستن از دانش تخصصي حل گردد، مثل كاستن از شمار تصادفات رانندگي .

 

منشاءعدم رفتار متناسب نقد و انتقادي وراههاي اصلاح آن :

1_ عدم مسووليت پذيري:

يکي از ويژگي هاي جامعه ما اين است که پاره اي از افراد درقبال مسووليتي که پذيرفته اند, احساس تعهد و مسووليت نمي کنند, به ويژه آنکه شعار به اندازه حقوقم کار مي‌کنم درباره اين افراد مصداق پيدا مي کند به عبارت ديگر مسئله تعهد ومسووليت درافراد به عنوان يک ضرورت حياني مطرح نيست, درصورتي که اين ضرورت بر خصوصيات زيستن وزندگي جمعي نوع انسان مبتني است.

پيش ازآنکه به ضرورت حس مسووليت درجامعه بپردازيم بايد ابتدا ببينيم وضعيتي که نامش رامسووليت مي‌گذاريم, درچه موقع وتحت چه شرايطي در افراد پديد مي آيد , به زبان ديگر انگيزه هاي ايجاد حس مسووليت کدامند:

الف _ مرحله اول شخص نسبت به فرد و ماهيت وشخصيت خود احساس مسووليت ميکند.

ب _ درمرحله دوم فرد نسبت به نزديکان ووابستگان خود احساس مسووليت مي‌کند.

ج _ درمرحله ‌آخر فرد, نسبت به کشور وجامعه بشري احساس مسووليت مي‌کند.

الف _ مرحله اول: اين مرحله به عنوان عوامل و حوادثي ارتباط دارد که سلامت وتکامل جسم ما را به مخاطره مي اندارد . منظور اين است که ما درحالت عادي علاقمند هستيم که سلامت جسم خويش را حفظ کنيم. بنابراين نسبت به هر حادثه اي که آرامش و آسايش ما را مختل سازد حساسيت نشان ميدهيم ودرفکر رفع خطر هستيم. اين نوع احساس مسووليت غريزي است . اما اين بدان معنانيست که از نيازمان آگاهي نداشته باشيم بلکه بالعکس به درجه هوشياري ما از احتياجات و آگاهي ما از دوستي ها ودشمني ها بستگي دارد.

ب _ مرحله دوم: به عوامل وحوادثي مربوط است که سلامت روح و روان مارا به مخاطره مياندازد. شکي نيست که آنچه باعث پيوند انسان ها به يکديگر ميشود عشق ونفرت است. به آنها که دوست داريم عشق مي‌ورزيم واز آنهايي که نفرت داريم کينه جويي ميکنيم. به عبارت ديگر اگر به دوستانمان گزندي وارد شود آرامش مانيز مختل ميشود وآزرده خاطر ميشويم وزماني آرامش به ما برمي گردد که آن مساعدتي که از دست ما ساخته است نسبت به دوستانمان انجام دهيم تا ناراحتي شان رفع شود. و بااين عمل,آرامش خاطر خودمان رابه دست مي آوريم. اين همان احساسي است که همه درقبال همسروفرزندان خويش دارند و مسووليتي که درپي آن احساس مي کنيم ناشي ازهيمن نوع احساس مسووليت است.

ج_ مهمترين نوع مسئووليت به نوع سوم مربوط مي شود اين مرحله به عوامل و حوادثي ربط مي يابد که عقايد ونظام ارزشهاي ما را به مخاطره مي‌اندازد. احساس مسئوليت در قبال اجتماعي که در آن زندگي ميکنيم و منبع برانگيخته شدن اين نوع احساس ناشي ازحوادثي است که برخلاف عقايد ونظام ارزشهاي ما روي مي‌دهد. مبنا ومعيار قضاوت فردي نسبت به محيط اجتماعي‌اش, عقايد وجهانبيني اوست. واکنشي که شخص درباره هرپديده اي ازخود نشان مي‌دهد و موضع گيري خاصي درباره رفتار ديگران دارد به آگاهي وشعور شخص نبوده است واين همان نظام ارزشي شخص است.

اگر رفتاريا عملي مغاير با اين ارزشها ويا عقايد صورت گيرد شخص به دفاع ازعقايد خود بر مي خيزد. بنابراين مهمترين منبع دائمي ايجاد کننده حس مسووليت نقش‌ها و يا رسالتهايي است که فرد بردوش خود احساس مي‌کند و هر چقدر اين آگاهي بيشتر باشد شيوه برخورد با تضادها دقيق تر است و انتقادها هم منطقي تر صورت مي‌گيرد.

بي ترديد زندگي فرد رابطه اي تنگاتنگ با زندگي اجتماع دارد. رابطه منطقي بين مسووليت فرد نسبت به خود و نسبت به اجتماع براين واقعيت استوار است که هر موجود زنده به جايگاهي نيازمند است. محيط زيست موجود ناحيه وسرزميني است که شرايط زندگي درآن فراهم است, يا قابليت آن را دارد که زندگي درآن جريان يابد. هيچ موجود زنده اي ازچنين محيطي بي نياز نيست. درتعامل بامحيط وعناصرمتشکله آن است که فعاليت هاي حياتي رخ مي‌دهد.

مسلما هرچه شخص آگاهتر باشد به همان نسبت بهتر مي تواند بين زندگي خود وشرايط زمانه خود رابطه منطقي برقرارکند. واين آگاهي دراو احساس مسووليت ايجاد ميکند وازطريق وارد کردن همه اين آگاهي‌ها در خود آگاهي توده مردم جامعه رابه يک جامعه مسووليت پذير سوق مي‌دهد.

مهمترين عامل ايجاد وتقويت حس مسووليت‌پذيري درجامعه خود نظام است نظام بايد عواملي راکه حس مسووليت‌پذيري راتشديد مي‌کند, تقويت کند وعواملي راکه مسووليت پذيري جامعه را تقليل مي‌دهد شناسائي ودررفع آن تلاش کند. اين مهم درصورتي تحقق مي‌پذيرد که (ضابطه) جايگزين رابطه شود وبه تخصص ارج گذاشته شود. درسيستم ضابطه‌اي استعدادها مجال بروز مي‌يابند ومي‌توان آنها رامحک زد. به افرادي که بهترين عملکردها رادارند و درجه مسووليت‌پذيري آنان هم بالاست, پاداش داد وبراي هرگونه مسووليت‌ناپذيري بايد مجازاتي تعيين شود. به عبارت ديگر ابزارهايي نظير ترغيب, تشويق (چه مادي , چه معنوي ) ودرنهايت تنبيه مي‌تواند دررفع مسووليت ناپذيري موثرواقع گردد.

يکي ازعوامل مهم ايجاد حس مسووليت ناپذيري شرايطبداقتصادي است که بر جامعه حاکم است. بنابراين دولت بايد اين مساله راجدي تلقي کند وياعواملي که باعثنابرابريهاي طبقاتي شده اند مقابله کند.

نکته ديگر مربوط به پاسخگويي افراد نسبت به مسوليتي است که برعهده گرفته اند. همه بايددربرابر مسووليتي است که تقبل کرده اند پاسخ گو باشند واين پاسخ‌گويي افراد نباييد فقط درردههاي پائين صورت گيرد بلکه درسطوح بالاتر اين عمل بايد درست تر و دقيق ترانجام پذيرد .

2_ جهل :

يکي ديگرازراههاي ايجاد زمينه مساعد براي نقد وانتقاد سالم درجامعه از بين بردن جهل است. جهل يکي ازبزرگترين آفات اجتماع است. جهل ازدو عامل سرچشمه مي‌گيرد. عامل اول عدم آگاهي مردم نسبت به مسائل اجتماعي وعامل عدم آگاهي مردم نسبت به مسائل اجتماعي و عامل دوم بي سوادي تا حدودي موفق بوده‌ايم ودرزمينه بالا بردن سطح آگاهي مردم بايد تلاشهاي مستمري دردراز مدت صورت پذيرد ومسوولان مملکتي نيز در جهت ارائه اطلاعات براي بالا بردن آگاهيهاي اجتماعي برنامه‌ريزي نمايد تا ميزان موفقيت اقداماتي که صورت گرفته افزايش يابد. شايد بتوان به دو طريق زير به اهداف فوق دست يافت:

الف _ عملکرد مسوولان بايد به گونه اي باشد که اعتماد مردم نسبت به آنان به آنان نکاهد ويا باعث به وجود آمدن فاصله بين مردم و مسوولين و خدشه دار شدن اين رابطه نشود.

ب _ بايد ابزار ويا اهرمهاي نفوذ گذاري درتوده مردم براي ايجاد روحيه نقد وانتقاد سالم به خوبي کشف شود. يعني اينکه هنوز روشن نيست به چه اهرم ويا ابزاري ميتوان درکوتاهترين زمان , بهترين نتيجه مطلوب را به دست آورد . ابزارها بايد در طول زمان تغيير کنند همانطور که انسانها درطول تاريخ به يک شيوه نينديشيده اند.

3_ ناکامي درامر آموزش وتربيت:

جوانان سرمايه هاي اصلي جامعه هستند. بنابراين مي توانند وبايد نقش مهمي درجامعه ايفا کنند. اما متاسفانه تشکيل سازمانهاي مستقل مربوط به جامعه خيلي ضروري تلقي نمي شود. جوانان تصورمي کنند که کسي حرفهاي آنان راجدي نمي گيرد چون راه مشارکت خودرا درجامعه بسته مي بينند. در صورتي که گشودن راه مشارکت براي نفوذ گذاري درجوانان, آنان راخشنودتر ميکند وبه سوي تعهد بيشتر سوق مي دهد. در اينجا وضعيت آموزش درسه مقطع دبستان, دبيرستان ودانشگاه مورد بررسي قرار ميگيرد.

ب _ دردبستان : وظيفه اساسي آموزش دردبستان بهبود شرايط آموزش کودکان است ومديريت آموزش و معلم بهترين نقش را در اين عر ضه ايفا مي کند. اگر کسي که در مقام معلم ومديريت آموزشي انجام وظيفه مي کند

معلم ومديريت آموزشي موثرواقع شودبايد گفت درانجام وظيفه کوتاهي کرده است.

يکي از موثرترين طرق پرورش وترغيب خلاقيت وابتکار , توجه کردن واهيمت دادن به دلايل وشواهد قطعي است. اگر آموزگاران ومسوولان مدارس براي دلايل وشواهد دانش آموزان اهميت قائل شوند و به طوري که اين امر به کار بست تازه منجر شود واگر مديران ومعلمان تازه درراه اجراي روشهاي نو مانعي ايجاد نکنند دراين صورت روح ايتکار وخلاقيت دردانش آموزان به نحو شايسته اي بيدار مي شود وافکار تازه وبي شماري به مرحله عمل درخواهد آمد .

مسوولان مدرسه نبايد کوشش کنند که دانش آموزان آن دلايل و شواهدي را در تأييد افکار خويش فراهم سازند که سبب جلب رضايت معلم ويا مدير ميشود بلکه هدف سئوالهاي معلم بايدفقط تشويق دانش آموزان به بررسي بيشتر وارزيابي دقيق تر از کارشان باشد.

مشارکت دادن دانش آموزان درپيدا کردن راه حل مناسب براي اجراي برنامه درسي در کلاس ودر تعيين خط مشي و برنامه تحصيلي مدرسه ابزاري است که از رهگذر آن دانش آموزان به انضباط گروهي دست مي يابند. درعين حال شرکت دادن دانش آموزان درراه امور مدرسه امکان برقراري روابط موثر ومطلوب با ديگر گروهها را افزايش مي دهد. درحالي که دانش آموزان ازطريق شرکت درامور مدرسه ازهدفها و برنامه تحصيلي آن اطلاع مي يابند وجامعه دانش آموزان به عنوان يک واحد روابط عمومي براي مدرسه خدمت خواهد کرد.

                                لینک  مطلب کامل

نظرات با نام کاربری نچندان پسندیده و حاوی الفاظ سبک یا هرگونه توهین، افترا، کنایه یا تحقیر نسبت به دیگران تایید نمی ‏شوند

"خرده گیر" نوشته است:

پنجشنبه 17 دی 1388 - 15:29

وقتی عده ای خود را دانای کل میدانند وقتی اسب تازی در زیر پالان مجروح است وطوق زرین برگردن خر آویخته شده و.... انتقاد گناه کبیره است


بااین دو سه نادان که چنین میدانند
ازجهان که دانای جهان ایشانند
خر باش که این جماعت از فرط خری
هرکو نه خر است کافرش میخوانند

"كوردستانی" نوشته است:

شنبه 19 دی 1388 - 09:37

باشه مه‌گه‌ر ئه‌م ماڵپه‌ڕه‌ تایبه‌ت به ناوچه‌ی دیوانده‌ره‌ نییه؟ ئه‌ی بۆچی به زمانی فارسی ئه‌نووسن؟ مه‌گه‌ر دیوانده‌ره‌ به‌شێك نییه له كوردستان؟ مه‌گه‌ر دانیشتوانی ئه‌م ناوچه كورد نین؟ بۆچی نابێ به زمانی كوردی بنووسن؟! وه‌ڵڵا كاكه عه‌یبه! لانیكه‌م بڕۆن له سه‌قزییه‌كانه‌وه‌ فێر بن. ماڵپه‌ڕی ناوه‌ندی هه‌واڵنێریی سه‌قز هه‌موو هه‌واڵ و بابه‌ته‌كانی به كوردی بڵاو ئه‌كاته‌وه‌.

"كوردستانی" نوشته است:

شنبه 19 دی 1388 - 19:09

ئه‌رێ كاكه بۆچوونه‌كه‌ی من بۆ بڵاو نه‌كراوه‌ته‌وه‌؟!

ارسال نظر

[ بازگشت به آرشیو خبرها | بازگشت به صفحه نخست ]


 
 
 تصاویر خود را برای روژان نیوز ارسال کنید
 
جستجوگر اختصاصی و بهینه شده روژان نیوز
 
 


 

 


 

پیام های کوتاه شما

آخرین پیام ها:

"هیوا محمدپور" نوشته است: در سکوتی که دلت دست دعا بازنمود یاد ما باش که محتاج دعاییم . عید فطر مبارکباد

[ پنجشنبه 18 شهریور 1389 - 22:48 ]

"هه ژارده ربه ده ر" نوشته است: اين شهري كه من زندگي ميكنم عيدبودكردستان چطور ( 18/6/89)

[ پنجشنبه 18 شهریور 1389 - 17:35 ]

"7 LINE" نوشته است: عيد سعيد فطر مبارك باد

[ چهارشنبه 17 شهریور 1389 - 19:39 ]

"هیوا" نوشته است: حتما مطلب عنکبوت پیش گو رو بخونید خیلی جالبه

[ چهارشنبه 17 شهریور 1389 - 00:39 ]

"هیوا" نوشته است: فردا جواب کنکور میاد برای کنکوری ها دعا کنید

[ سه شنبه 16 شهریور 1389 - 23:22 ]

"مدیر سایت" نوشته است: سلام : پیام شما بزرگوار مشاهده شد و حتما انجام خواهد شد.به دلیل اینکه مخاطب پیام بنده بودم و رویئت کردم برداشتم

[ سه شنبه 16 شهریور 1389 - 18:00 ]

"باسواد بدون مدرک" نوشته است: حسن جان سلام. چرا پیام دیروزی مرا برداشتی؟ این آخرین نوشته من در سایت زیبا و وزین روژان نیوز است و دیگر برایت مطلب نمی فرستم. خ

[ سه شنبه 16 شهریور 1389 - 14:50 ]

"هیوا" نوشته است: اسامی قبول شدگان کنکور آزاد شهرمان در وبلاگ divandarehnews1.blogfa.comمعرفی شده

[ سه شنبه 16 شهریور 1389 - 13:00 ]

"تجربه" نوشته است: مشکلاتمونو بگیم؟باشه بزرگترین مشکل الان معیارهای جامعه است که باید عوض بشه و همین طور هنجارها

[ دوشنبه 15 شهریور 1389 - 21:35 ]

"ابراهیم" نوشته است: از آنچه نتوان سخن گفت، بايد در موردش سكوت كرد\"

[ دوشنبه 15 شهریور 1389 - 11:54 ]

ارسال پیام:

خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه و دریافت آخرین اخبار سایت، ایمیل (پست الکترونیکی) خود را در کادر زیر وارد نمایید:

صفحه نخست | درباره ما | آرشیو خبرها | تلخند | گفتگو | گوناگون | ادبیات | مطالب ارسالی | چهره | معرفی کتاب | گالری تصویر | تماس با ما | چت روم | بخش مدیریت

Copyright© 2010, All Rights Reserved.